ستوده‌ی خشنود


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۸

الهی از آنچه نخواستی چه آید، و آنرا که نخواندی کی آید، نا کشته را از آب چیست، و ناخوانده را جواب چیست، تلخ را چه سود اگرش آب خوش در جوار است و خار را چه حاصل از آنکه بوی گل در کنار است.

خواجه عبدالله انصاری


دو هفتۀ سخت

شنبه هفته پیش رفتیم جشنواره حافظ خیلی بد بود؛ مشکل از حافظ نبود مشکل از کسانی بود که اومدن سخنرانی کنند وگرنه یه فال گرفتیم که دقیقا به اوضاع و احوال من اشاره داشت...
زمانه زمانه غمگینی است انگار کسی دیگر کسی را نمی شناسد و تو در این میان به جستجو می پردازی که چه این مردم را چه شده است و چه بلایی سر این مردم آمده است!؟
*آره قشنگ حرف دلم رو حکیمانه حضرت حافظ زد*
امروز یکی از اساتید حرف خیلی قشنگی زدند راجع به دوران بعد از ظهور که اگر کسی بدون اجازه دست بر جیب کسی بکند طرف مقابل ناراحت نمی شود، اما الان از همکلاسی ها کمک می خواهی نه تنها کمک نمی کنند که هیچ بلکه دلت را هم می شکنند.
چه تهمت هایی که نزدند و برای من بدبخت پاپوش درست نکردن ناگهان خود را میان خشم و کینه یافتم که غرق در این دو شدم و وضع بد الانم مربوط به این دوست که با خود و خدا گفتم همه را می بخشم و کینه ای به دل ندارم اگر خدا تو هم گناهان مرا ببخشی...
برای من کاری نداره بزنم تو فاز سنگین و خودکشی و نمیدونم فاز عاشقانه و عکس های دخترونه و این چرت و پرتا (منبعشم موجوده) ولی انــصــافــاً (با لحن نقی معمولی در حال عصبانیت) دارم سختی ها رِ می کشم و تحمل میکنم خیلی مواقع واقعا میبُرم و خسته میشم ولی فقط خدا ما رو روی این طناب بند بازی نگه داشته خدا کنه نه از این ور بیفتیم نه از آن ور...
دعای امام مهدی (عج):

اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا تَوْفِیقَ الطَّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفَانَ الْحُرْمَةِ وَ أَکْرِمْنَا بِالهُدَى وَ الاسْتِقَامَةِ وَ سَدِّدْ أَلْسِنَتَنَا بِالصَّوَابِ وَ الْحِکْمَةِ وَ امْلَأْ قُلُوبَنَا بِالْعِلْمِ وَ الْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنَا مِنَ الْحَرَامِ وَ الشُّبْهَةِ وَ اکْفُفْ أَیْدِیَنَا عَنِ الظُّلْمِ وَ السِّرْقَةِ وَ اغْضُضْ أَبْصَارَنَا عَنِ الْفُجُورِ وَ الْخِیَانَةِ وَ اسْدُدْ أَسْمَاعَنَا عَنِ اللَّغْوِ وَ الْغِیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلَى عُلَمَائِنَا بِالزُّهْدِ وَ النَّصِیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمِینَ بِالْجُهْدِ وَ الرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعِینَ بِالاتِّبَاعِ وَ الْمَوْعِظَةِ وَ عَلَى مَرْضَى الْمُسْلِمِینَ بِالشِّفَاءِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى مَوْتَاهُمْ بِالرَّأْفَةِ وَ الرَّحْمَةِ،
خدایا، توفیق فرمان برى، و دورى از نافرمانى، و درستى نهاد و شناخت واجبات را روزى ما بدار و ما را به هدایت و پایدارى گرامى دار، و زبانمان را به راستگویى و حکمت استوار ساز، و دل هایمان را از دانش و بینش پر کن، و شکم هایمان را از حرام و شبهه پاک فرما، و دستانمان را از ستم و دردى بازدار و دیدگانما را از ناپاکى و خیانت فرو بند، و گوش هایمان را از شنیدن بیهوده و غیبت ببند، و و بر دانشمندان مان زهد و خیرخواهى و بر دانش آموزان تلاش و شوق، و بر شنوندگان پیروى و پندآموزى، و بر بیماران شفا و آرامش، و بر مردگان مهر و رحمت،
وَ عَلَى مَشَایِخِنَا بِالْوَقَارِ وَ السَّکِینَةِ وَ عَلَى الشَّبَابِ بِالْإِنَابَةِ وَ التَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّسَاءِ بِالْحَیَاءِ وَ الْعِفَّةِ وَ عَلَى الْأَغْنِیَاءِ بِالتَّوَاضُعِ وَ السَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَرَاءِ بِالصَّبْرِ وَ الْقَنَاعَةِ وَ عَلَى الْغُزَاةِ بِالنَّصْرِ وَ الْغَلَبَةِ وَ عَلَى الْأُسَرَاءِ بِالْخَلاصِ وَ الرَّاحَةِ وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّیرَةِ وَ بَارِکْ لِلْحُجَّاجِ وَ الزُّوَّارِ فِی الزَّادِ وَ النَّفَقَةِ وَ اقْضِ مَا أَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَ الْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
و بر پیران متانت و آرامش، و بر جوانان بازگشت و توبه و بر زنان حیا و پاکدامنى و بر ثروتمندان فروتنى و گشادگى، و بر تنگدستان شکیبایی و قناعت، و بر جنگجویان نصر و پیروزى، و بر اسیران آزادى و راحتى، و بر حاکمان دادگسترى و دلسوزى، و بر زیردستان انصاف و خوش رفتارى تفضّل فرما، و حاجیان و زیارت کنندگان را در زاد و خرجى برکت ده، و آنچه را بر ایشان از حج و عمره واجب کردى توفیق اتمام عنایت کن به فضل و رحمتت اى مهربان ترین مهربانان.

آمین یا ارحم الراحمین


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۷

الهی کجا باز یابیم آنروز که تو ما را بودی و من نبودم، تا باز به آن روز رسم میان آتش و دودم اگر بدو کیستی آن روز یابم پُر سودم و ربود خود را یابم به نبود خود خشنودم.

خواجه عبدالله انصاری


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۶

الهی در جلال رحمانی، در کمال سبحانی، نه محتاج زمانی، و نه آرزومند مکانی، نه کس بتو ماند و نه به کسی مانی، پیداست که در میان جانی، بلکه جان زنده بچیزی است که تو آنی.

خواجه عبدالله انصاری


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۵

الهی ای کامکاری که دل دوستان در کنف توحید تو است و ای ار گذاری که جان بندگان در صدف تقدیر تواست، ای قهاری که کس را بتو حیلت نیست، ای جباری که گردنکشان را با تو روی مقاومت نیست، ای حکیمی روندگان ترا از بلای تو گریز نیست، ای کریمی که بندگان را غِیر از تو دست آویز نیست، نگاه دار تا پریشان نشویم و در راه آر تا سرگردان نشویم.

خواجه عبدالله انصاری


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۴

الهی ای خالق بی مدد و ای واحد بی عدد، ای اول بی هدایت و ای آخر بی نهایت ای ظاهر بی صورت و ای باطن بی سیرت، ای حی بی ذلت ای مُعطی بی فطرت و ای بخشندهٔ بی منت، ای دانندهٔ راز ها، ای شنونده آواز ها، ای بینندهٔ نماز ها، ای شناسندهٔ نامها، ای رسانندهٔ گامها، ای مُبّرا از عوایق، ای مطلع برحقایق، ای مهربان بر خلایق عذر های ما بپذیر که تو غنی و ما فقیر و بر عیبهای ما مگیر که تو قوی و ماحقیر، از بنده خطا آید و ذلت و از تو عطا آید و رحمت.

خواجه عبدالله انصاری


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۳

الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی.

خواجه عبدالله انصاری

نیزه ها اگر بلندند...
ز سَرِ تو سَر بلندند...
دنبال کنندگان ‎+۱۰۰ نفر
این وبلاگ را همراهی کنید
آلبوم: ساقی سرمست
Designed By Erfan Powered by Bayan