ستوده‌ی خشنود


مگه داریم!؟مگه میشه!؟

یا الله...
سی ساله تو این اتاقی
روی صورتت یه ماسکه
سی ساله میام کنارت
سی ساله خدا نخواس که
رخت دومادی ببینم
به تن نحیف و تردت
ساقه نیلوفر من
دست طوفان کجا بردت
سی ساله تورو میبوسم
شب به شب از پشت شیشه
خیلیا میگن محاله
مگه داریم!؟مگه میشه!؟
کپسول اکسیژنت از ریه هات نفس میگیره...
خب خدا هرچی که میده یه روز اونو پس میگیره...
خدا هرچی که میده یه روز اونو پس میگیره...
واسه بابا وقتی چشم پسرش بباره سخته...
بعد سرفه های ممتد خون بالا بیاره سخته...
پسری که وقتی میرفت مث ماه آسمون بود...
پسری که وقتی برگشت قد مادرش کمون بود...
یه غمایی هست تو دنیا زخمو میزنه به ریشه...
خیلیا میگن محاله
مگه داریم!؟مگه میشه!؟
آره داریم؛ آره میشه …

+ آهنگ کنار صفحه رو هم گوش بدید...

پنجشنبه ۵ مهر ۹۷ , ۲۱:۴۱ فاطمه سادات داوری
خیلی عاالی بود
تشکر...
مضمون شعر قشنگ بود
ولی این چه قالبی بود عایا؟؟؟
شعر نیست...
آهنگه...
به به ، بسیار عالی و زیبا.... صداشون انگار از خرطوم فیل در میاد واقعا عالیه...
دوست داشتید وبلاگ ما رو هم دنبال کنید ، سپاس
خیلی ممنون...
دنبال می کردم...
یاد باد آن روزگاران ، یاد باد...
*اللّهمّ عجّل لولیک الفرج*
به به...
الهی آمین...
التماس دعا...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
نیزه ها اگر بلندند...
ز سَرِ تو سَر بلندند...
دنبال کنندگان ‎+۱۰۰ نفر
این وبلاگ را همراهی کنید
آلبوم: ساقی سرمست
Designed By Erfan Powered by Bayan