ستوده‌ی خشنود

دلنوشته های ذهن من

ستوده‌ی خشنود

دلنوشته های ذهن من

ستوده‌ی خشنود

مشک و علم و دست...
سه حرف عشق اند...
افسوس ز حرف این سه جدا افتاده...
این همه یار داده ام از دست...
کمرم با شهادت تو شکست...
تن سردار و بی سَری سخت است...
غربت و بی برادری سخت است...

دنبال کنندگان ‎+۱۰۰ نفر
این وبلاگ را همراهی کنید
آلبوم: ساقی سرمست
آخرین نظرات
نویسندگان

مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۱۴

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷

الهی از بنده با حکم ازل چه برآید و بر آنچه ندارد چه باید. کوشش بنده چیست؟ کار خواست تو دارد، بجهد خویش نجات خویش کی تواند؟

خواجه عبدالله انصاری

نظرات (۱)

  • سِـــــــد جَــــــواد
  • خواجه عبدالله به جبر اعتقاد داشته ؟ :|
    پاسخ:
    والا من که زندگینامه شو نخوندم...
    ولی انگار داشته...
    این بزرگان زمان قدیم اگر سنی بودن بازم واسه امامان شعر میگفتن جادوگر بودن بازم مسلمان و مومن و عالم بودن خیلی عجیب بودند...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی