نکته نگار


دور نمای عمر

طی شد این عمر تو دانی به چه سان
پوچ و بس تند چنان باد دمان 
همه تقصیر من است این که خود می دانم
که نکردم فکری
که تأمل ننمودم روزی ساعتی یا آنی
که چه سان می گذرد عمر گران
کودکی رفت به بازی، به فراغت، به نشاط
فارغ از نیک و بد و مرگ و حیات


من تکرار یک تنهایی ام

برایت گل می آوردم
برایت گل می آوردم
و با تو در اتاقی که به رنگ چشم هایت بود می ماندم
ولی دیدم که دستم لحظه ها را دور می ریزد
تو شاید گریه می کردی که من تنهایی بیهوده ای بودم
تو مثل نبض خوشبختی من، آرام خواهی ماند
و هرگز مرگ یک دیوانه کوچک
که دور از باغ، در زندان گلدان های زیبای تو می میرد
تو را گریان نخواهد کرد
و میخک هایی که دور از باغ
در زندان گلدان های زیبای تو می میرند، می دانند
من تکرار یک تنهایی ام
در چشم هایی که تمام چشم ها را دوست می دارد...

شهید سید مرتضی آوینی


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۱۵

الهی ای سزای کرم و ای نوازندهٔ عالم، نه بآخر شادیست نه با یاد تو غم، خصمی و شفیعی و گواهی و حَکَم.

خواجه عبدالله انصاری


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۱۴

الهی از بنده با حکم ازل چه برآید و بر آنچه ندارد چه باید. کوشش بنده چیست؟ کار خواست تو دارد، بجهد خویش نجات خویش کی تواند؟

خواجه عبدالله انصاری


مناجات نامه مناجات شمارهٔ ۱۳

الهی تا بتو آشنا شدم از خلق جدا شدم و در هر جهان شیدا شدم نهان بودم پیدا شدم.

خواجه عبدالله انصاری

«به نام یزدان بخشاینده»
در این وبلاگ هر مطلب یک نکته طلقی میشود؛ نکته ای که ممکن است همه بدانند ولی آن را فراموش کرده باشند، یا ممکن است بخاطر اطلاع کم و ناآگاهی، کسانی از آن نکته به صورت اشتباه برداشت کنند و سوءاستفاده کنند و دچار گمراهی دیگران شوند.
به این نکته نگار هر نقدی به نکته هایش قابل احترام است و متقابلاً برای رفع اشتباه پاسخ داده میشود.
طراحی توسط عرفان و تغییرات توسط حمید قدرت گرفته از بیان